عمومی

فیزیک کلاسیک جزیره ای بین فیزیک و پرورش اندام

فیزیک کلاسیک رشته ای است که به خوبی توانسته جای خود را بین هواداران باز کند و طرفداران زیادی را به سمت خود بکشاند

بدنسازی هم ورزش است هم هنر؛ اما همین مسئله محل بحث و جدل است. واقعیت این است که این ورزش سلیقه ای ترین رشته در بین مسابقات ورزشی است. کدام فیزیک بدنی ایده آل است؟ آیا شما حجم بیشتر را می پسندید یا دنبال تناسب بهتر هستید؟ عضلات ران خیلی بزرگ را دوست دارید یا در کل توسعه ای مناسب می خواهید؟

بدنسازی جلوه سلیقه ها

بدنسازی به مثابه یک هنر، محل برخورد استایل ها است؛ درست مثل مقایسه یک مجسمه مایکل آنجلو نقاشی آبستره با اثری از پیکاسو. در پروش اندام تاکید  اصلی روی ایجاد هارمونی و پرداخت عضلات است یا تاکید روی ساختن بدنی آوانگارد برای شوک دادن به بیننده؟

از یک طرف افراد زیادی بدنی همچون فیل هیث قهرمان 7 دوره المپیا را زیبا و نماد بدنسازی میدانند از طرف دیگر بعضی سلیقه شان بیشتر به سمت بدنی ساحلی مانند جرمی بوندیا است.

جرمی و رامبد در باشگاه

بحث زمانی بالا می گیرد که شاخه  ای به نام «فیزیک کلاسیک» متولد و شروع شده است. چطور شد که این رشته بوجود آمد؟ در ادامه می خوانید که معنای دقیق فیزیک کلاسیک چیست؟

تقسیم بندی

استیو ریوز با فرم بدنی X شکل، توســعه متناسب عضلات و عضلات ورزیده و چهره ای دلنشین یکی از الگوهای زیبایی فیزیکی اواخر دهه 40 میلادی بود و حدود یک دهه بعد از آن، با حضور در فیلم هرکولس، شهرتی جهانی پیدا کرد. ظاهر فوق قهرمانی او روی نسلی که به امید پیدا کردن شباهت با او، هالتر می زدند، تاثیر زیادی گذاشت.

ریوز یک کلاسیک ایده ال بود که خیلی ها هنوز هم او را به خاطر می آورند. بعد از او ستاره های دو رگه پرورش اندام در ده های 60 و 70  میلادی ظهور پیدا کردند مثلا سرجیو الیوا با اینکه از کمری باریک و بدنی متناسب برخوردار بود، اما با نمایش حجم عضلانی خارج از تصور در دوران قهرمانی المپیا، بین  1967 تا 1969 در دنیای پرورش اندام پادشاهی کرد.

 برخلاف او سرج نوبرت، بدنی را پرورش داد که مناسب رشته فیزیک بود؛ ظاهری ورزیده و تمام عضلانی که زیبایی خاص خودش را داشت، اما فاقد حجم کلی برای رقابت با آرنولد در فیگورها بود.

فیگور جفت بازو آرنولد

بعدها فرانک زین با تکیه بر فرمول اولویت به زیبایی، راه سرج نوبرت را پیش گرفت و توانست طی 3 دوره قهرمانی در مستر المپیا (1977 تا 1979)  بر خیلی از پرورش کاران حجیم تر از خودش غلبه کند.

دهه 80 بود که فاصله بین کلاســیک کاران و آوانگاردهای حجیم زیاد شد. بدنسازانی مثل باب پاریس، لی لابرادا و محمدالمکاوی، تاکید شان روی حفظ هارمونی و توسعه تناسب ها بود.  آنها در مقابل حجیم شدن مقاومت می کردند.

با این حال هنرمندان سبک آبستره؛ مثل تام پلاتز (سلطان پا) و برتیل فوکس (سلطان عضلات سینه و بازو) نیز با همین تک عضلات بدن، شهرتی عالمگیر یافته بودند، در حالی که تناسب  کلی بدن شــان کامل نبود.

پلاتز پاهای خود را به ابعاد شوک دهنده ای رساند و پس از کسب مقام ســوم در المپیای 1981 شهرت خیلی زیادی بدست آورد.

عضلات پای تام پلاتز

دسته دیگری بود که سردمدارش لی هنی با 8 بار قهرمانی المپیا (1984 تا 1991) بود؛ البته قبل از او آرنولد هم چنین شرایطی داشت و فریم X بدنی آنها، همیشه الگویی از حجم و بدنی کلاسیک بود.

حرکتی جمعی

در دهه 90،  سایز عضله به المپیا ضمیمه شــد ،اما زیباشناسی هم حق خود را دریافت کرد. دوریان یتس با وزنی معادل 120 کیلوگرم، با 6 قهرمانی، سایه سنگینی روی مسابقات حرفه ای  انداخت.

در 3 مورد از قهرمانی هایش «شان ری» با وزن 95 کیلو، 2 بار و فلکس ویلر با وزن 107 کیلوگرم یک بار نایب قهرمان شدند. آنها فیزیک های متناسب تری را نمایش دادند که تناسب فوق العاده ای داشت، اما نتوانستند به زیربغل و پاهای یتس غلبه کنند.

یتس و شان ری در فیگور جفت بازو از پشت

در واقع افزایش سایز در این 2 ناحیه چیزی است که بدن های پرحجم امروز را به خرابی کشانده و باعث شده که غول های امروزی، از بدن های پرحجم چند دهه قبل هم بدتر شوند.

بعد از نمایش  بدن پرسایز سال 1993 دوریان یتس، افرادی از جمله آرنولد اظهار کردند که حجم عضله در پرورش اندام بیش از حد جلو رفته اســت. در سال های قبل بدنسازان با ترکیب کلاسیک و فرم بدنی زیادتر قهرمان شده بودند.

بعد از یتس، نوبت امپراطوری رونی کولمن فرا رسید. 8 دوره قهرمانی او را میتوان به 2 دوره؛ 5 سال اول و 3 سال بعدی تقسیم کرد. بین سالهای 1998 تا 2002  وزن کولمن 109 تا 118 کیلوگرم بود، و طی 3 سال بعدی (2003 تا 2005) وزن او حدود 136 کیلو شد و بزرگترین توده عضلانی تاریخ را پرورش و نمایش داد.

رونی کلمن در استیج مسابقات

بدن او واقعا غول آسا بود و شباهتی به قهرمانان قبل نداشت؛ چرا که دیگر آن کمر باریک را نمیدیدیم. عضلات زیربغل، کول و پاهای او به سطح هیولاها رسیده بودند و به شکلی کارتونی از بدنش آویزان شده بود. به عبارتی  اگر استیو ریوز نماد سوپرمن در کمیک استریپهای دهه 40 بود، رونی کولمن هم هالک دهه قهرمانی هایش بود.

شاخه های جدید

فقط مسترالمپیا نبود که در آن سایزها به حداکثر رسیده بود. شماری از مولفه های غیر جذاب بدنســازان از جمله شــکم های ورم کرده، تناسب های ضعیف، پوست های به شدت خراب و لکه دار، عضلات با تورم مصنوعی ناشی از تزریق سینتول، بدن های آبدار روز مسابقه و فیگورگیری های خراب، همگی آمارشان رو به افزایش بود.

در قضاوت و عدالت داوران، بدترین متخلفان نمی توانستند در راند فیگور آزاد، حضور پیدا کنند.  آنها روی استیج مســابقات حاضر و در بلاگ های اینترنتی مورد تمســخر واقع می شدند.  هواداران در حال شورش بودند و یک حسی می گفت باید تغییراتی اتفاق بی افتد.

سال  2007 لیگ حرفه ای IFBB شروع کرد به گنجاندن دسته سبک وزن ها (امروز اکثرا به اسم 212 پوند می شناســید) که در آن افراد کوتاه تر و سبک وزن تر فرصت درخشش میابند.

فلکس لوییس و هادی چوپان در فیگور جفت بازو

بعدها در سال 2012 فدراسیون IFBB اولین رقابت فیزیک مردان را برگزار کرد تا به فیتنس مدل ها جایزه بدهد. شرکت کننده گان مایوهای بلند یا به عبارتی شلوارک به پا داشتند تا عضلات پا را پنهان کنند و به جای انجام فیگورهای اصلی، اقدام به ایستادن ریلکس کردند. ورزیدگی شدید عضلات در این دسته مهم بود. اما بین قهرمان فیزیک جهانی که جرمی بوندیا است و مسترالمپیا که فیل هیث است، فاصله فیزیکی خیلی زیادی ایجاد شد.

نسخه کلاسیک آرنولد

آرنولد گفت:« نیاز است برای داوری کاری کنید و به جایزه دادن صرف به بدن های بزرگ پایان دهید و بدن هایی که زیبا نیستند را حذف کنید. دوران قدیم وقتی که اســتیو ریوز برنده می شد، باید الگو باشد. وقتی تصاویر او در ساحل دیده می شد، می گفتند ما می خواهیم بدنی مثل او بسازیم، اما امروز این جمله ای نیست که از هواداران و مردم درباره قهرمان مسابقات بشنوید!

باید به همه چیز توجه کنید؛ به طور مثال خیلی ها شکم های ورم کرده ای دارند، اما در گذشته باید شکل بدن را v  حفظ می کردید.  حالا بیشتر بدن ها مثل بطری شده اند و دیگر خوب به نظر نمی رسند. بنابراین باید مطمئن شوید که به افراد درستی جایزه می دهیم. آنوقت است که همه دوباره شروع می کنند به پرورش دادن بدن هایی که زیبا هستند.»

این پیشنهاد توسط آرنولد در یک سمینار درست روز بعد از یک مسابقه آرنولد کلاسیک مطرح شد و بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت. در آن سمینار، در واقع آرنولد همه را فرا خوان کرد و مجلات و هواداران هم ترغیب شدند. او اولین کســی نبود که این حرف را زد، اما وقتی آرنولد حرف می زند، دنیای بدنســازی به آن گوش می کند.

اینکه «فیزیک کلاسیک» تا کجا پیش خواهد رفت، زمان مشخص خواهد کرد، اما فیزیک کلاسیک را باید جزیره ای بین فیزیک و پرورش اندام قلمداد کرد که می تواند قهرمانان زیادی را از بادی کلاسیک، در خود جای دهد.

شما طرفدار کدامیک از دسته های بدنسازی هستید؟ نظر خود را باما در میان بگذارید.
برچسب ها

امیر خانزاده

محقق ورزشی و کارشناس ارشد فیزیولوژی ورزشی از دانشگاه تهران مربی رسمی رشته های بدنسازی، آمادگی جسمانی، ،بدنسازی فانکشنال، TRX، EMS و ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن